تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
مىشود اين آيه راجع به نفخ صور اول باشد ، مانند
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً
نبأ / 20
وَ تَسِيرُ الْجِبالُ سَيْراً
طور / 10 و مىشود راجع به نفخهء دوم و بعد از زنده شدن مردگان باشد و آن به آيه ما قبل انسب است . ظرف
وَ تَرَى الْجِبالَ
روز قيامت است ولى ظرف « تحسبها دنيا مىباشد و آن جمله معترضه يا حاليه است ،
وَ هِيَ تَمُرُّ . . .
مفعول
تَرَى الْجِبالَ
مىباشد يعنى در روز قيامت خواهى ديد كه كوه‌ها مانند ابرها راه مىروند حال آنكه تو آنها را در دنيا جامد و بىحركت گمان مىكنى . معقول نيست ظرف هر فعل روز قيامت باشد زيرا گمان بىحركتى و حركت مانند ابر ، در حال قابل جمع نيست .
تَحْسَبُها جامِدَةً
حاكى است كه كوه‌ها فعلا نيز بىحركت نيست ، ما آنها را بىحركت مىبينيم ، منظور از آن ممكن است حركت جوهرى باشد چنان كه صدر المتالهين شيرازى گفته است ، و شايد حركت وضعى زمين باشد كه كوه‌ها نيز با آن حركت مىكنند ، احتمال ديگر آنست كه پوسته زمين بر روى هستهء مركزى آن حركت مىكند چنان كه دانشمندان گفته‌اند . به نظر مىآيد كه لازم بود به جاى
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
گفته شود : « قهر اللَّه الذى افنى لكل شيء » زيرا كه مسئله راجع به قيامت و فناى اشياء است ولى ظاهرا اين براى آنست كه اين كارها تكميل صنع خدايى در دنياست كه اول بنا بود به اين روز برسد تقدير آن « صنع اللَّه صنعا . . . » است . به نظر الميزان :
إِنَّهُ خَبِيرٌ . . .
راجع است به
وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
يعنى : خدا در دنيا براى ايمان آوردن شما دابة الارض را خارج مىكند و فوجى از شما را زنده مىكند و در روز نفخ صور به اعمال شما بيناست . نگارنده گويد : اين ارتباط بسيار مناسب است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 501 | على اكبر قرشى بنابى