أَمَّا ذا . . .
شق دوم استفهام است يعنى آيا آيات مرا تكذيب كرديد ؟ يا كار ديگرى مىكرديد يعنى شغلتان تكذيب آيات من بوده است با آنكه مىبايست در آنها تحقيق مىكرديد و ايمان مىآورديد .
85 -
وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا يَنْطِقُونَ
مراد از قول ، وعده عذاب است يعنى وعده و حكم به عذاب براى آنها ثابت و حتى مىشود و چون عذرى ندارند ساكت مىشوند ، مادر « بما » مصدريه ، باء به معنى سبب است يعنى « بظلمهم في تكذيب آياتنا » .
بعضى وقوع قول را حلول عذاب و دخول آتش گفتهاند ولى آن مخالف ظهور آيه است زيرا ظهور آيه در حتميت محكوميت آنها مىباشد نه در دخول عذاب .
86 -
أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
اين آيه در مقام آنست كه اگر مردم به نظام خلقت توجه مىكردند و آيات توحيد را در آن مىخواندند نه حاجتى به اخراج دابة الارض بود و نه فوج مكذب محشور و محكوم به عذاب مىشدند امّا آنها توجه به آيات خدا نكردند تا جريان چنين شد ، على هذا اين آيه نمونه تمام آيات توحيد است كه در گذشته گفته شد .
در اين آيه يك مسأله عمومى كه همه روزه با آن روبرو هستيم مطرح شده و آن اينكه خدا شب را براى استراحت و آرامش و تجديد قوا به وجود آورده روز را روشن قرار داده تا در تأمين زندگى بكوشيم ، اين تقدير وضع خداست ، دست بشر در آن كار نكرده است ، منظور از « يؤمنون » تسليم به حقائق است .
آرى در اين حقيقت آيات و دلائلى است بر آنان كه به واقعيت تسليم