براى آنست كه درك مطالب اين آيه تا حدى سخت است .
62 -
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
.
يعنى آيا شريكان شما بهتر است يا خدايى كه به مضطر جواب مىدهد ، دو آيه گذشته در رابطه با نظام خلقت و خارج از انسان بود ، ولى اين آيه در رابطه با انسان است .
از دلائل ديگر توحيد آنكه : گرفتارها را خدا از گرفتارى مىرهاند ، بر بندگان خويش واقف و مسيطر و نجات دهنده است و نيز انسانها را در روي زمين براى خويش جانشين مىگرداند يا خواستههاى او را در دنيا عملى سازند اين نظام از خداست ، سزاوار بندگى او است ، در اينجا چند مطلب هست :
اول : به نظر مىآيد قيد اضطرار و « دعاه » راجع به اجابت دعاست ، يعنى خدا دعا را آن وقت مستجاب مىكند كه انسان به حالت لاعلاجى بيافتد و عوامل مادى در نظرش مسلوب الاثر گردند ، جز خدا مورد توجهى باقى نماند و نيز فقط خدا را از نظر بياندازد ، نظير :
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
بقره / 186 .
دوّم : به نظر الميزان منظور از
وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ
خلافت و جانشينى خداست ، مانند
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
على هذا خداوند اراده فرموده : كارهايى در طول خلقت انسان در روى زمين انجام گيرد ، آثار قدرت خدا ظاهر و علنى گردند ، خدا بشر را براى اين كار به جانشينى خويش برگزيده است ، « يجعلكم » دلالت بر استمرار دارد كه خدا به طور مداوم اين كار را مىكند .
به نظر طبرسى رحمه اللَّه منظور از آن ، رفتن نسلى و آمدن نسلى در