اول : خدا زمين را قرارگاه كرده است ، زمين در عرض مدتهاى متمادى به تدريج براى پديد آمدن موجود زنده در روى آن ، آماده شده است
جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً
« ممكن است مراد از آن مستقر و قرار يافته باشد يعنى قرار يافته از اضطراب .
دوم : زمين در اثر شيبدار بودن نهرها در آن به وجود آمده كه سبب انتقال آبها در روى آنست ، اگر مانند كف دست هموار بود واويلا بود :
وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً
سوم : زمين داراى كوههاى شامخ و ثابت است كه در تعديل هوا ، ذخيره كردن برفها ، حفظ پوستهء زمين از اضطراب و صدها منافع ديگر ، وجود آنها ضرورى است ، اگر كوهها نبودند ، زندگى تنظيم نمىشد .
وَ جَعَلَ لَها رَواسِيَ
چهارم : يك دريا ، درياهاى روى زمين است ، درياى ديگر آبهاى شكم زمين است اگر فكر كنيد سالانه به وسيله قنات ، چاه ، چاه عميق ، آبهايى كه از زمين مىجوشند ، چقدر آب از شكم بيرون مىريزند ، خواهيد دانست كه در شكم زمين چه درياى عجيب وجود دارد ، جدارهاى زمين مانع از آنند كه آب درياها ، آبهاى شكم زمين را شور يا تلخ كنند ، مراد از « حاجزا » به احتمال نزديك به يقين همان جدارههاى زمين است ، اگر آب درياها به درون زمين نفوذ كرده و آبهاى آن را شور يا تلخ مىكرد ديگر نه من بودم كه اينها را بنويسم و نه تو خوانندهء محترم كه مطالعه كنى
وَ جَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً
بعد از اين چهار مطلب با استفهام انكارى مىگويد :
أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ
آيا واقعا جز خدا موجودى هست كه اين نظام ، ساخته او باشد ؟ آيا جز دست خدا در فراهم آمدن اين نظام دستى وجود داشته است ؟ !
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ
اين جمله در هر حال براى ذم است آمدن آن در جاى
بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ
شايد