منحصر بفرد هستند ، بدينگونه مىشود گفت كه نقل حالات آنها و لو بعنوان شاهد مثال تكرار صرف نيست مثلا نقشه قتل صالح و خانوادهاش به جز سورهء نمل در هيچ جا گفته نشده است ، شما اگر در حالات پيامبران دقت كنيد خواهيد ديد كه در هر قصه نكتهايست كه در ديگرى نيست .
46 -
قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
.
منظور از سيئه عذاب و از حسنه رحمت است ، آنها به صالح گفتند : اگر راست مىگويى عذاب موعود را براى ما بياور ، شايد آن همان باشد كه در سورهء اعراف / 77 مىخوانيم :
فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
صالح عليه السّلام توبيخشان مىكند كه چرا آمدن عذاب را به عمل مىخواهيد ، استغفار كنيد و از شرك برگرديد تا مورد رحمت واقع شويد .
47 -
قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ
.
آنها به صالح گفتند : تو و پيروانت را به فال بد گرفتيم ، شما سبب گرفتارى و اختلاف شديد ميان ما شديد ، احتمال دارد بعد از بعثت آن حضرت به بلا يا گرفتار شده باشند ، زيرا به حكم
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ
انعام / 42 بعد از آمدن پيامبران قحطى و امثال آن مىآيد تا مردم به درگاه خدا ناله كنند .
صالح در جواب فرمود : فال بد و عذاب شما نزد خداست ، عذابى كه از اعمال شما ناشى مىشود ، يعنى اعمال زشت شما كه در نزد خدا محفوظ است شما را به عذاب كشيده و به عذاب خواهد كشيد ، من براى شما فال بد نيستم