تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
45 - هر آينه به تحقيق به سوى قوم ثمود و برادرشان صالح را فرستاديم كه عبادت كنيد خدا را ، ناگاه آنها دو گروه شدند كه با هم خصومت مىكردند . 46 - گفت : اى قوم من چرا پيش از رحمت ، عذاب را به عجله مىخواهيد ؟ ! چرا از خدا آمرزش نمىخواهيد تا مورد رحمت واقع شويد . 47 - گفتند : تو و پيروانت را به فال بد گرفتيم گفت : فال بد شما پيش خداست ، ليكن شما قومى هستيد كه امتحان مىشويد . 48 - در شهر صالح نه نفر بودند كه در آنجا فساد مىكردند و اصلاح نمىنمودند . 49 - گفتند به خدا هم قسم شويد كه صالح و اهل او را در شب مىكشيم ، آن گاه به جانشين او مىگوئيم : در قتل اهل او حاضر نبوده‌ايم و راستگوييم . 50 - مكر بخصوصى كردند ، تدبير بخصوصى نموديم حال آنكه نمىدانستند . 51 - بنگر عاقبت مكرشان چه شد ، ما آنها و قومشان را همگى هلاك كرديم . 52 آن خانه‌هاى خالى آنهاست در اثر ظلمشان ، در آنچه گفته شد عبرتى هست به قومى كه مىدانند . 53 - نجات داديم كسانى را كه ايمان آورده بودند . 54 - يا دآر لوط را كه به قوم خود گفت : آيا به عمل لواط مىآئيد با آنكه مىبينيد . 55 - آيا شما از روى ميل مقاربت ، به طرف مردان مىآئيد نه زنان ، بلكه شما قومى نادان هستيد . 56 - جواب قوم لوط نبود مگر آنكه گفتند : خانوادهء لوط را از شهر خويش بيرون كنيد كه آنها انسانى هستند از كار شما كناره‌گيرى مىكنند . 57 - لوط و خانواده‌اش را نجات داديم مگر زنش را كه از بازماندگان قرار داده بوديم 58 - بر آنها باران بخصوصى بارانديم ، باران انذار شدگان بد بارانى بود .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 466 | على اكبر قرشى بنابى