كلمهها
ثمود : نام قوم صالح عليه السّلام كه در سورهء شعراء و سورههاى ديگر گذشت اطيرنا : صيغهء متكلم مع الغير در اصل « تطيرنا » است « تاء » به « طاء » عوض شده و در ادغام به علّت ساكن شدن حرف اول همزه مكسور بر آن اضافه شده است معناى آن « به فال بد گرفتيم » است . تطير : تشأم و فال بد زدن .
رهط : عشيره و قوم . راغب گويد : اطلاق رهط بر عشيره در صورتى است كه از ده كمتر باشند ، قاموس آن را از سه يا هفت تا ده و يا از ده كمتر گفته است . مراد از آن در آيه شخص است چنان كه خواهد آمد .
تقاسموا : با همديگر قسم بخوريد ( هم قسم شويد ) .
لنبيننه : تبييت : انجام دادن كار در شب « بيت الامر : عمله او دبره ليلا » منظور از آن در آيه كشتن صالح عليه السّلام در شب بود .
مهلك : ( بر وزن محمل ) مصدر ميمى است به معنى هلاك شدن .
مكر : تدبير . اعم از آنكه در كار بد باشد يا در كار خوب . در مفردات و اقرب الموارد گويد : مكر آنست كه شخص را به حيلهاى از مقصودش منصرف كنى ، آن دو نوع است محمود و مذموم محمود آنست كه از آن كار خوبى مراد باشد و مذموم به عكس است .
دمرناهم : تدمير : هلاك كردن .