راجع به اتيان مىباشد يعنى من بر آوردن قدرت دارم و در اين كار خيانت نمىكنم .
40 -
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
.
در روايات اهل بيت عليهم السّلام آمده : گويندهء اين سخن آصف بن برخيا وصى سليمان بود ، و اين علم را سليمان به اذن خدا به او تعليم كرده بود .
در مجمع البيان اضافه كرده او خواهرزادهء سليمان و يكى از صدّيقين و وزير سليمان بود و اسم اعظم مىدانست كه اگر كسى با آن دعا كند خدا اجابت فرمايد .
ناگفته نماند : در اينجا سخن از علم است نه از اسم اعظم مگر آنكه بگوئيم : اسم اعظم از سنخ علم است ، مراد از « الكتاب » لوح محفوظ يا كتاب طبيعت است ، مىدانيم كه در اين جهان رازهاى ناگشوده بسيار است ، اين علم از سنخ علمى است كه در
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً
گذشت .
فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ
.
از جملهء
فَلَمَّا رَآهُ . . .
معلوم مىشود كه در همان حال تخت در نزد سليمان حاضر شده است . « هذا » اشاره است به احضار تخت . يعنى احضار تخت در كمتر از طرفة العين از فضل پروردگار من است بىآنكه مستحق اين كار بوده باشم ، خدا مىخواهد با اين فضل و كرم مرا بيازمايد . سپس اشاره به يك قاعدهء كلّى كرد كه شكر و كفران به خود انسان راجع است خدا به شكر كسى احتياج ندارد .
در اينجا دو تا مطلب هست ، اوّل اينكه : اين علم در نزد امامان عليهم السّلام