رابط نيز ضرور نيست ، با كشف امواج راديويى انتقال صدا از راههاى دور بدون سيم امكان پذير و عملى شد . آن گاه با اختراع تلويزيون . انتقال عكس از راههاى دور ميسر گرديد . از اين راه مىدانيم كه انتقال اشخاص و اجناس نيز از اين قانون مستثنى نيست و امكان دارد ، النهاية بشر به اين حدّ از قدرت نرسيده است و شايد تا ابد هم نرسد ولى آن در محدودهء قانون طبيعى جهان است .
كار آصف بن برخيا آن بود كه و رق را بالاتر زد ، كلينى رحمه اللَّه در كافى باب مولد ابى جعفر حضرت جواد صلوات اللَّه عليه نقل مىكند كه آن حضرت مردى را از شام به كوفه ، از كوفه به مدينه ، از مدينه به مكه ، و بعد از اداى مناسك از مكه به شام برگردانيد ، سال بعد اين عمل را تكرار فرمود . اين عمل نظير عمل آصف بن برخيا دربارهء تخت ملكهء سبأ است .
اسم اعظم و امامان عليهم السلام :
در كافى كتاب الحجة « باب ما اعطى الأئمة عليهم السلام من اسم اللَّه الاعظم » سه روايت نقل شده است از جمله جابر از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل كرده كه فرمود : اسم اعظم خدا بر هفتاد و سه حرف است ، در نزد آصف فقط يك حرف از آنها بود .
آن را بر زبان آورد ، زمين ما بين او و تخت بلقيس فرو رفت تا تخت را با دستش گرفت ، سپس در كمتر از يك چشم بهم زدن به حالت اول برگشت . نزد ما امامان هفتاد و دو حرف از آن حروف هست يك حرف باقى مخصوص خداست در علم غيب كه پيش او است . . .
« عن جابر عن أبى جعفر عليه السّلام قال : إنّ اسم اللَّه الاعظم على ثلاثة و سبعين حرفا و انّما كان عند آصف منها حرف واحد فتكلّم به فخسف بالارض ما بينه و بين سرير بلقيس حتى تناول السرير بيده ثمّ عادت الارض كما كانت اسرع من