تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
بعدى معلوم مىشود : همه اينكارها در غياب سليمان انجام گرفته است ، آن گاه به وى اجازه داده شد كه وارد كاخ و حضور سليمان شود . 44 -
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ
. در اينجاست كه به حضور سليمان اجازه يافت و دربان گفت : داخل قصر سليمان شويد ، چون كاخ آئينه بند بود ، از شفافيت آن احساسى كرد كه آنجا آب بزرگى است ، فكر كرد شايد آن هم سياستى است لذا ساقهاى خويش را عريان كرد ، لباسش را جمع نمود تا خيس نشود ولى سليمان فرمود : آب نيست ، بلكه اين قصر آئينه بند است . در آنجا بود كه با ديدن آيات بينات و با ياد آوردن جريان تخت و مانند آن ، پرده از قلبش برداشته شد و اسلام آورد .
قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
. گويى : منظور از ظلم بر نفس آنست كه اى كاش قبل از اين اسلام آورده بودم در اين تأخير با خودم ظلم كرده‌ام
مَعَ سُلَيْمانَ
شايد حكايت از آن باشد كه اسلام من از سنخ اسلام سليمان است .

نكته‌ها

آوردن تخت ملكه از دور :

در رابطه با آيه
أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
لازم است در نظر بياوريم : بشر در گذشته موفق شد به وسيله سيم ، صدا را از جاهاى دور منتقل كند ، لذا از تلگراف و تلفن استفاده كرد ، سپس در اثر پيشرفت علم معلوم شد ، وجود سيم