تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
34 -
قالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ
. ملكه در اين آيه استدلال مىكند كه جنگ نتيجه‌اش تخريب ، ذليل شدن عزيزهاست ، صلاح نيست فورى تصميم جنگ بگيريم ، معلوم مىشود كه سليمان به ديار آنها خيلى نزديك شده بود به طورى كه در صورت شروع جنگ دخول لشكريانش به آن ديار حتمى بود ، منظور از ذليل كردن ، كشتن اسير گرفتن حكومت راندن و امثال آنست جمله
وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ
اشاره به ادامه كار پادشاهان است ، صدر آيه فقط خبر از كارهاى آنها بود . گويند : اين جمله از كلام خداست نه كلام ملكه . ولى آن بعيد است ، به هر حال اين آيه مقدمهء آيه بعدى است كه فرستادن هديه باشد . 35 -
وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ
. يعنى تصميم جنگ و يا صلح را بعد از برگشتن فرستادگان خواهم گرفت لفظ مرسلون حاكى است كه آورندگان هديه يك هيئت بوده‌اند ، راجع به اندازهء هديه و اينكه چه چيز بود ، انسان از ديدن اقوال ابن عباس و قتاده و امثال آن شاخ در مىآورد ، رجوع شود به مجمع البيان . 36 -
فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ
. فاعل « جاء » شايد مال و شايد رئيس آن هيئت باشد منظور « هديتكم » هديه‌ايست كه آن قوم به يكديگر مىفرستادند . نكره آمدن مال براى « تحقير » است يعنى مرا با مالى كه اعتنايى به آن ندارم يارى مىدهيد ، ! آنچه خدا از نبوت حكومت و ثروت به من داده است از هديه شما بهتر است ، بلكه اين شما هستيد كه به هديه فيما بين خود شاد مىشويد اما من اعتنايى به اين چيزها ندارم ،