تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥

كلمه‌ها

كريم : منظور از كريم در آيه ظاهرا گرامى و محترم است ، از ابن عباس نقل شده : كريم به معنى مهر شده است . تعلو : علو ( بر وزن قفل ) بلندى علاء : برترى
أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ
: بر من برترى نجوئيد تكبر نكنيد . بأس : سختى . در اينجا به معنى شجاعت و بزرگوارى است . اعزة : عزيزها . « اذلة » : ذليلها . قبل : ( بر وزن عنب ) طاقت . نزد . طرف . منظور از آن معنى اول است
لا قِبَلَ لَهُمْ
آنها را طاقت مقابله نيست . صاغرون : صغار ( بفتح اول ) : ذلت و خوارى . صاغر : ذليل . راغب گويد : صاغر كسى است كه به پستى راضى باشد . عفريت : زيرك قوى . در اقرب الموارد گويد : گويند : « رجل عفريت و اسد عفريت » يعنى مرد قوى و شير قوى . طبرسى فرمايد : عفريت از عفر به معنى خاك است كه او حريف خويش را به خاك مىاندازد ، به معنى « النافذ فى الامر و الخبيث المنكر » نيز آمده است . ابو موسى در نامهء خود درباره على عليه السّلام گفته : « غشيهم يوم بدر ليثا عفريتا » روز بدر مانند شيرى قوى و زيرك بر سر كفار آمد . ( نهايه ) . طرفك : طرف ( بر وزن عقل ) نگاه كردن . چشم . راغب پلك چشم و تحريك پلك گفته است ، آن در آيه به معنى نگاه و يا چشم به هم زدن است .