نيز حبط مىشود ، ولي آنان كه معتقد به معاد هستند و گناهكار ، لا اقل اعمال نيكشان به حال آنها مفيد خواهد بود . « هم » اخسر بودن را به آنها منحصر مىكند .
6 -
وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ
.
يعنى : اين مطالب از جانب تو نيست بلكه گفتهء خداست و آنها را از جانب خدايى كه كار را از روى مصلحت مىكند ، سخن از روى مصلحت مىگويد و دانا به همه چيز است ، دريافت مىكنى .
7 -
إِذْ قالَ مُوسى لِأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ ناراً سَآتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
.
نظير اين آيه در سورهء طه گذشت ، ظهور آيه در آنست كه موسى راه را گم كرده بود و هم هوا سرد بود ، احتياج به گرم شدن داشتهاند لذا به اهل خود فرموده است اگر در نزد آتشى كسانى باشند راه را از آنها مىپرسم و يا آتشى مىآورم كه گرم بشويد ، در سورهء طه آمده .
أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً
از اين مىدانيم كه « منها » در آيه نشويه است يعنى : منشأ اين خبر آتش است ، نه اينكه از خود آتش خبر بياورم . « قبس » به معنى شعله مأخوذ است يعنى تكهاى اخذ شده از آن آتش ، در سورهء طه آمده
لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ
.
8 -
فَلَمَّا جاءَها نُودِيَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِي النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها وَ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.
ظهور آيه در آنست كه مراد از
مَنْ فِي النَّارِ
جدا و از
مَنْ حَوْلَها
موسى است ، و جمله
سُبْحانَ اللَّهِ . . .
براى دفع دخل است يعنى خدا بالاتر از آنست كه اين درخت بر او مكان باشد . على هذا مراد از « من » سلطه و تجلى خداست . يعنى پر بركت است خدايى كه با سخن گفتنش از درخت بر تو تجلى