تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
متحير مىمانند . تلقى : تلقى از باب تفعل بمعنى تفهّم و اخذ است . لدن : ( بفتح لام و ضم دال ) ظرف مكان است به معنى « عند » و از « عند » اخصّ است و به مكان نزديك دلالت دارد . آنست : انس ( بر وزن قفل ) : الفت . ايناس : ديدن ، احساس و دانستن . « آنست » مشاهده كردم . شهاب : تكهء آتش ، اين قول طبرسى است ، راغب و ديگران شعلهء آتش گفته‌اند ، ولى قول اول قويتر است . قبس : ( بر وزن فرس ) : شعله‌اى از آتشى كه از آتشى ديگر اخذ شود در قاموس گويد : « شعلهء نار تقتبس من معظم النار » آن فقط دوباره در قرآن آمده است . تصطلون : صلى : ملازمت ، دخول بريان كردن ، اصطلاء : گرم شدن
لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
: تا شما گرم شويد . تهتز : هز : تكان دادن حركت دادن « تهتز » : حركت مىكند ، راغب تكان شديد گفته است . جان : طبرسى آن را مار كوچك ، صحاح مطلق مار ، اقرب الموارد مار سفيد و سياه چشم بىآزار كه اغلب در خانه‌ها يافته است ، گفته است . جيب : گريبان . ملائه : ملاء : اشراف قوم كه هيبت آنها قلوب را پر مىكند و نيز به معنى مردم آيد كه روى زمين را پر مىكنند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 431 | على اكبر قرشى بنابى