كرده است ، چون بنا بر
نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ . . .
آتش و نور از درخت بيرون مىجهيد ، الميزان فرموده : « تبارك من تجلى لك بكلامه من النار و بارك فيك » .
مبارك بودن موسى از آن جهت است كه آن حضرت به وسيله خدا تقديس و مبارك گرديد .
9 -
يا مُوسى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
.
ادامه وحى است آمدن دو اسم عزيز و حكيم حاكى است كه خدا قدرت چنين تجلى را دارد ، و حكمت او اقتضاء مىكند كه براى مردم پيامبر بفرستد و تو را به رسالت مبعوث فرمايد .
10 -
وَ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ
.
ادامه وحى است . در سورهء طه / 20 خوانديم :
فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
پس عصا واقعا به مار تبديل شد ، معناى معجزه همين است در جمله
كَأَنَّها جَانٌّ
تشبيه شىء بر نفس نيست . بلكه تشبيه در حركت سريع مار كوچك است يعنى « فالقاها فصارت حية عظيمة تهتز كانها جان » يعنى اژدها شد كه مانند مار كوچك به شدت مىپيچيد و حركت مىكرد .
اين منظره موسى را به وحشت انداخت تا رو به فرار گذاشت و برنگشت تعقيب برگشتن بعد از فرار است
وَلَّى مُدْبِراً
يعنى برگشت در حالى كه به آن محل پشت كرده بود لذا خدا فرمود :
يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
.
فرار موسى يك چيز عادى و طبيعى بود . جملهء
لا تَخَفْ . . .
تأديب الهى است كه قهرا بعد از آن نترسيد : و برايش يك چيز عادى شد .
11 -
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ
.