وَجَبَتْ جُنُوبُها
يعنى پهلوهاى آنها به زمين افتاد ، ايضا كنايه از مرگ باشد « ضربه فوجب » .
معتر : كسى كه سؤال مىكند . راغب گويد : « المعتر : هو المعترض للسؤال » الميزان فرموده : قانع آنست كه به آنچه دادهاى قناعت كند ، خواه سؤال كند يا نه . معترّ آنست كه پيش تو آمده و تو را قصد كرده است .
شرحها
در اين آيات مشركان در رابطه با اينكه مسلمانان از ورود به مكه منع مىكردند ، تهديد شدهاند ، سپس مىگويد : چرا مانع مىشوند با آنكه ما مسجد الحرام را براى همه قرار دادهايم اهل مكه باشد يا از جاى ديگرى بيايد ، آن گاه در بيان اينكه مكه مال همه است جريان بناى بيت به دست ابراهيم عليه السّلام و خواندن مردمان به زيارت بيت و مقدارى از احكام آن بيان گرديده است و با بيان مقدار ديگرى كه در اسلام آمده ، مطالب آيات ختم مىشود ، اين نشان مىدهد كه آيات در مدينه نازل شدهاند .
در تفسير برهان از تفسير قمى نقل شده كه فرموده : آيهء اول آن گاه نازل شد كه مشركان آن حضرت را از مكه شدند ، مجمع البيان از بعضى نقل كرده كه آن در سال « حديبيه » بود كه مانع شدند .
25 -
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
« 1 »
هامش
( 1 ) مانعى نيست كه جملهء « يصدون » كه مضارع است بر ماضى عطف شود .