تهوى : هوىّ ( بضم هاء و فتح آن ) به معنى فرود آمدن است « هوى الشيء هويا : سقط من علو الى اسفل » . « تهوى به الريح » : ساقط مىكند او را باد .
سيحق : سحق ( بضمّ - س ) : دورى ( و بفتح آن ) : كوبيدن و از بين بردن در صحاح گفته : « السحق : البعد » مكان سحيق به معنى مكان دور است .
شعائر : علامتها . مفرد آن شعيره به معنى علامت است .
منسك : ( بر وزن مشرب ) مصدر ميمى است به معنى عبادت ، اسم زمان و مكان نيز آيد . ( بر وزن قفل و عنق ) نيز به معنى عبادت است .
محلها : محلّ اسم مكان است به معنى مكان حلال بودن ذبح .
مخبتين : خبت ( بر وزن عقل ) . در اصل به معنى زمين هموار است سپس به معنى نرمى و تواضع به كار رفته است .
مخبت يعنى متواضع . طبرسى اخبات را اطمينان گفته است .
وجلت : وجل ( بر وزن شرف ) : ترس . طبرسى فرموده : وجل ، فزع ، خوف يك چيز مىباشند .
بدن : ( بر وزن قفل ) جمع بدنه به معنى شتر قربانى است . راغب گويد : بدن در جايى گفته مىشود كه بزرگى جثّه مراد باشد و جسد در جايى كه رنگ مراد باشد .
صواف : صف كشندهها . مفرد آن صافّه است ، مراد شتران قربانى است در جوامع الجامع فرموده است : در حالى كه ايستاده و دستها و پاهايشان را صف كرده و دستهايشان تا زانو بسته شده است .
وجبت : وجوب در آيه به معنى سقوط است « وجب الحائط : سقط » -
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٨