فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
.
اين سخن جواب اعتراض اول و دوم فرعون است اول در جواب اعتراض دوم فرعون فرمود : من آن وقت كه قبطى را كشتم به عاقبت امر ناآگاه بودم نمىدانستم كار به مردن او خواه انجاميد ، آن مرد اسرائيلى از من كمك خواست من هم خواستم به او كمك كنم كه اين كار پيش آمد ، به عبارت اخرى : من قصد آدمكشي نداشتم .
و چون ديدم شما حمل بر قتل عمد خواهيد كرد لذا ترسيدم و فرار كردم ، ناگفته نماند
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ
تكميل جواب است و اگر تنها
وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
مىگفت مطلب كاملا روشن نمىشد .
پس منظور از ضلالت در آيه همان ناآگاهى و عدم تشخيص مآل كار است اين كلمه دربارهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نيز آمده است
وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى
انشراح / 7 .
فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
به نظر مىآيد همهء اين قسمت جواب اعتراض اول و بعيد شمردن رسالت موسى است ، فاء « فوهب » براى ترتيب است يعنى : پس از آن : خدا به من تشخيص حق از باطل را داد و از پيامبرانم گردانيد .
ناگفته نماند : در بسيارى از آيات ، اعطاء حكم از مقدمات رسالت شمرده شده نظير .
أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ . . .
انعام / 89 ،
أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
آل عمران / 79 ، ايضا جاثيه / 16 ، مراد از حكم همان تشخيص حق از باطل و دقت نظر در قضاوت به حق است ، الميزان
فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً
را تتمهء جواب اول شمرده است .
22 -
وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ
.