كه همچون ديگران به عذاب گرفتار خواهند شد . در اين آيات ماجراى موسى عليه السلام و فرعون بيان شده است كه به طور تفصيل در سورهء اعراف و طه گذشت و ما در بيان آيات به آن دو سوره حواله خواهيم نمود .
10 و 11 -
وَ إِذْ نادى رَبُّكَ مُوسى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ
.
يعنى ياد كن روزي را كه خدايت به موسى ندا كرد . « ائت » بيان مىكند كه خدا قبل از آنها در مجلس فرعون حاضر است لذا مىگويد : بيا و گرنه مىگفت :
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ
چنان كه در آيات ديگرى آمده است . قيد ظالمين بيان علت ارسال است ، يعنى ظالم بودن آنها سبب فرستادن تو است .
أَ لا يَتَّقُونَ
توبيخى است براى قوم فرعون ضمن وحى موسى ، معنايش اين مىشود : بيا به سوى قوم فرعون و بگو خدايم مىگويد : آيا بوسيلهء ايمان آوردن از بدكارى و شرك ، پرهيز نمىكنند ؟ ! 12 و 13 -
قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ وَ يَضِيقُ صَدْرِي وَ لا يَنْطَلِقُ لِسانِي فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ
.
ظاهرا منظور موسى از اين درخواست آن بود كه هارون در نزد فرعون موسى را تصديق و كمك كند تا دلگرم شود و به طور روان سخن گويد در سورهء قصص / 44 آمده :
. . . فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ
تنگى سينه و روان نبودن زبان ، ظاهرا به علت آن بوده كه شوكت فرعون و اقتدار و امكانات او سبب اين كار مىشد ، رفتن يك انسان به كاخ او و گفتن اينكه : بيا مطيع من باش كار آسانى نبود ، در اين آيه ، آن حضرت سه تا علت آورده و آن گاه گفته
فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ
يعنى وحى خويش را به هارون بفرست تا او هم پيامبر باشد و با من همكارى كند .