تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
است ، در اين آيه
بَلْدَةً مَيْتاً
مثل انسان جاهل و گمراه ، نزول باران مثل نبوت و هدايت است بنا بر آنچه از الميزان نقل كرديم . 50 -
وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً
. مجمع البيان و الميزان ضمير « صرفناه » را به « ماء » برگردانده‌اند يعنى باران را در ميان مردم گردانديم و به همه رسانديم تا متذكر باشند و خدا را شكر كنند ولى اكثر مردم كفران و ناسپاسى كردند ، زمخشري آن را به « قول » برگردانده است ، يعنى اين گفته كه باران را چنين نازل كرديم در قرآن و سائر كتابها به آن تذكر داديم . ولى به احتمال قوى ، آن به دعوت و ارشاد راجع است يعنى ما دعوت و ارشاد را در اين كتاب در قالبهاى گوناگون بيان كرديم تا متذكر شوند ولى جز كفران و بىاعتنايى حاصلى نداشت . 51 و 52 -
وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيراً
. بعيد نيست كه اين دو آيه راجع باشد به آيهء بيست و يكم كه گذشت آنجا كه خوانديم
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ . . .
يعنى ارادهء ما چنانست كه براى همه يك پيامبر بفرستيم ، اگر مىخواستيم براى هر آبادى يك پيغمبر مىفرستاديم ، على هذا به حرفشان گوش نده و به واسطهء قرآن با آنها جهاد كن جهاد بزرگى : گويى مراد آنست كه قرآن را پيوسته بر آنها بر خوان و اعتراضهاى آنها را باطل كن . 53 -
وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجُوراً
. مؤمن و كافر مانند دو آب شيرين و تلخ هستند در يك زمين زندگى مىكنند