و آنها كه هواى نفس را معبود گرفتهاند جز خدا كسى قادر به هدايتشان نيست .
آيات توحيد بيان مىكند كه اين اختلاف مردم در هدايت ، از كار خدا عجيب نيست ، زيرا در عجائب صنع خدا از اينكارها بسيار است ، مانند امتداد تاريكى و از بين رفتن آن به وسيلهء آفتاب ، بودن خواب براى راحتى و روز براى كسب و . . .
نگارنده گويد : با وجود اين ، آيات در تفهيم توحيد استقلال دارند .
به هر حال امتداد ظل آنست كه : سايه به تدريج بعد از ظهر به طرف مشرق امتداد پيدا مىكند ، نهايت امتداد آن رسيدن شب است ، شب نيز در اين امتداد داخل است ، مراد از
وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
ظاهرا دائمى بودن شب است مثل
إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِياءٍ . . .
قصص / 71 .
علم به وجود سايه بسته به وجود آفتاب است و گر نه سايه و تاريكى محسوس نمىشد « ثم » در اينجا براى ترتيب كلام است ، حقش ظاهرا آن بود كه گفته شود : « مد الظل و جعل الشمس عليه دليلا » اما تقدم
وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
آمدن « ثم » را لازم گرفته است . منظور از
ثُمَّ قَبَضْناهُ . . .
آمدن خورشيد و بر چيده شدن سايه و تاريكى است ، الميزان در اين آيه ، امتداد سايه را به امتداد جهل و ضلالت شبيه گرفته و گويد بر چيده شدن آن به وسيله آفتاب همانند برچيده شدن جهل و ضلالت به وسيلهء خورشيد رسالت است .
47 -
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً
.
همانطور كه لباس انسان را مىپوشاند ، ظلمت شب اشياء را مىپوشاند ، انسان را بالاجبار به طرف استراحت مىكشد ، خواب ، قواى بدن را از كار