تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
. اين آيه در تأكيد
أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا
است يعنى تو هدايتشان نتوانى كرد زيرا نه گوش شنوا دارند و نه تعقل ، اين نشان مىدهد كه انسان در قبول هدايت با يكى از دو راه مىتواند وارد باشد اول اينكه گوش شنوا داشته و دعوت اهل حق را قبول كند ، دوم اينكه تعقل داشته باشد خودش حق را بالاستقلال تعقل كرده و پيروى نمايد ، اتفاقا در جهنم هم خواهند گفت :
. . . لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ
ملك / 10 . آن وقت در تثبيت عدم سمع و عدم تعقل فرموده :
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ
يعنى اينها در رابطه با حق مانند چهارپايانند ، چهارپايان تعقّل نمىكند و نمىشنوند مگر صدا را نه معناى آن را .
بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
ظاهرا براى آنست كه چهارپايان در عدم تعقل گناهى ندارند ، زيرا قدرت تعقل و تفكر در وجود آنها گذاشته نشده است . به عكس مشركان كه مىتوانند اما نمىكنند . « 1 » 45 و 46 -
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
. اين دو آيه و پنج آيهء بعدى كه در اين سياقند ، هر يك شاهد بارزى از توحيد و نفوذ ارادهء خدا در تدبير امور جهان است و حكايت از نظم عجيب دنيا دارد كه بدون دخالت شعور محال و ناممكن است اما تناسب آنها با آيات بعدى چگونه است ؟ الميزان در اين رابطه فرموده است : مضمون چهار آيهء فوق آن بود كه خدا رسالت را براى هدايت بشر گذاشته است آنها كه خدا بخواهد هدايت مىشوند
هامش
( 1 ) استفاده از الميزان .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 302 | على اكبر قرشى بنابى