نمىگرفتم . اما از لحاظ عمومى شامل هر كسى است كه كافر و اهل شرك را دوست دارد ، و به خاطر او با حق مخالفت كند .
29 -
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا
.
تتمهء سخن اوست يعنى بعد از اظهار شهادتين او مرا از حق گمراه كرد ،
وَ كانَ الشَّيْطانُ . . .
اگر تتمهء قول ظالم باشد معنايش آنست كه بالاخره دست شيطان در كار بود كه من حق را رها كرده باطل را اختيار نمودم ، و شايد آن از كلام خدا باشد ، منظور از ذكر قرآن است .
خذلان شيطان آنست كه باطل را در انسان خوب جلوه مىدهد و چون انسان در باطل غلطيد ، شيطان او را رها مىكند
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ . . .
حشر / 16 آيه نشان مىدهد كه دوستان بد و شيطان در گمراه شدن انسان تأثير بزرگى دارد .
30 -
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
.
ظاهرا اين گفته راجع به قيامت و آن حضرت در روز قيامت چنين شكايتى خواهد كرد ، على هذا آمدن « قال » براى محقق الوقوع بودن است مانند بسيارى از آيات قيامت كه به لفظ ماضى آمده است ، در آيات قرآن محلى پيدا نيست كه آن حضرت در روز قيامت از فسادهايى كه ديده شكايت كند ، ولى دربارهء قرآن شكايت خواهد كرد ، كه خدايا قوم من قرآن مرا متروك گذاشته .
31 -
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً
.
تسليتى است براى آن حضرت كه تنها تو نيستى دشمن دارى ، بلكه هر پيامبر چنين دشمنانى داشته است ، جملهء
وَ كَفى بِرَبِّكَ . . .
حاكى است كه دشمنان