معهود و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىباشد ، گويى واقعهاى در رابطه با اين سه آيه رخ داده است .
در مجمع البيان نقل شده : عقبة بن ابى معيط و ابىّ بن خلف دو نفر از سران مشركان مكه با هم دوست بودند ، عقبه را عادت آن بود كه چون از سفر برمىگشت مردم را اطعام مىكرد و اشراف را به طعام دعوت مىنمود ، و با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بيشتر مجالست مىكرد . روزى از سفر برگشت و به عادت خويش مردم از جمله رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را به طعام دعوت كرد ، چون سفره آماده شد ، حضرت فرمود : من از طعام تو نمىخورم مگر آنكه بگويى لا إله الا اللَّه و انّ محمّدا رسول اللَّه .
عقبه ترسيد كه آن حضرت بدون طعام خوردن از منزل او خارج شود لذا شهادتين را گفت . حضرت از طعام او ميل فرمود .
اين خبر بابىّ بن خلف رسيد ، به عقبه گفت : ديوانهاى شدهاى ؟ گفت : نه بلكه او داخل خانهء من شد و خواست از طعام من نخورد ، لذا مجبور شدم شهادتين گفتم ، ابى گفت : اين عذر از تو قبول ندارم مگر آنكه بر وى و بر روى او آب دهان بياندازى ، عقبه اين كار كرد و مرتد شد : رحم چهار پايى را برگرفت به كتف آن حضرت انداخت ، حضرت فرمود : اگر در خارج مكه تو را ديدم سرت را با شمشير مىگيرم ، روز بدر سرش را با شمشير زدند . آيات در بيان اين جريان نازل شد :
على هذا منظور از « الظالم » از لحاظ مصداق اولى عقبة بن ابى معيط است كه روز قيامت از كثرت تأسف دست خود را خواهد جويد .
28 -
يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا
.
بنا به مصداق اولى ، عقبه خواهد گفت اى كاش ابىّ بن خلف را دوست