مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها . . .
انعام / 122 .
أَوْ كَظُلُماتٍ
عطف است بر « سراب » در آيه گذشته يعنى : « و الذين كفروا اعمالهم كظلمات . . . » جملهء
يَغْشاهُ مَوْجٌ
. . . سَحابٌ
تقرير ظلمات است يعنى وصف اين درياى متلاطم آنست كه موجى عظيم آن را احاطه كرده ، از بالاى آن ، موج ديگر ، از بالاى آن ابرى ، كه ديگر نور آفتاب و ماه و ستارگان به آن نمىرسد ، آن گاه فرموده : ظلمات بعضى بالاى بعضى است يعنى متراكمند نه متفرق .
إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ . . .
تأكيد شدت تاريكى است ، آن گاه با جملهء :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ . . .
فهمانده كه آنها مطلقا نورى ندارند ، زيرا خدا نورى براى آنها قرار نداده است .
41 -
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ
.
از اين آيه تا آيهء چهل و پنج ، تعليل
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ
و
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ
است ناگفته نماند : وجود موجودات ممكنه دليل خالق واجب الوجود است به عبارت ديگر : موجودات حكايت دارند بر اينكه وجودى و نورى آنها را موجود و ظاهر كرده است .
اين معنى تسبيح موجودات و دلالت آنها بر وجود خداى قادر و داناست و آن دليل
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
است . لفظ
أَ لَمْ تَرَ
در اول آيه حاكى است كه اين مطلب كاملا روشن و معلوم است .
النهايه در اين آيه فقط تسبيح دو قسمت از موجودات مطرح است اوّل موجودات عاقل يعنى
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
كه شامل مؤمن و كافر است با اين فرق كه مؤمن هم با زبان تسبيح مىكند و هم با وجود و ذاتش ، اما كافر