آنان كه نور را منور گفتهاند غرضشان آن بوده كه آن ، معناى فاعلى دارد نه اينكه جزء سماوات و ارض است ( نعوذ باللّه ) .
در الميزان فرموده : خداى سبحان نورى است كه با او آسمانها و زمين ظاهر مىشود ، اين است مراد از
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
كه نور به آسمانها و زمين اضافه شده و سپس به لفظ جلاله حمل گرديده است . . . و آن مساوى است با وجود كل شيء و ظاهر شدنش في نفسه و براى ديگرى .
اين جمله در عين حال به حكم مقدمهاى است به ذيل آيه ، يعنى خدايى كه ظاهر كنندهء اشياء است هدايت كنندهء مؤمنان به نور ايمان است و اللَّه العالم
مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
اضافهء نور به خدا نشان مىدهد كه اين نور غير از خداست ، آخر آيه نشان مىدهد كه آن نور هدايت است ، منظور از مصباح شعله چراغ است يعنى مثل و حكايت نور خدا در قلب مؤمن مانند قنديلى است كه در آن چراغى ( شعلهاى ) است آن شعله در شيشهاى است ، شيشه سبب بىحركت شدن شعله مىشود و نور از آن بيرون مىزند و مانند ستارهء درخشان است .
ناگفته نماند : مشبه نور است و مشبه به همهء
كَمِشْكاةٍ . . .
دُرِّيٌّ
مىباشد .
در تفسير برهان از امام صادق عليه السّلام نقل شده :
« المشكاة جوف المؤمن و القنديل قلبه و المصباح النور الذى جعله اللَّه في قلبه » .
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ
اين قسمت از آيه ظاهرا جزء مشبه به نيست بلكه در تكميل آن و نشان دادن كثيرت نور چراغ است .