و اظهار است يعنى خدا ايجاد كننده و پديد آورندهء آنها است نه مثل نور معمولى كه اجسام را روشن مىكند زيرا ظاهر كردن خدا جز ايجاد نمىتواند باشد .
ثانيا مقايسهاى است بين مؤمنان و كفار ، كه خدا مؤمنان را با نور ايمان و اعمال صالح به سعادتشان و به بهشت هدايت مىكند ولى اعمال كافران مانند سراب و مانند ظلمات متراكم است كه آنها را به سعادت نمىرساند بلكه به مجازات كامل مىرساند .
ثالثا : نور خدا و نور ايمان مانند چراغ و شعلهايست در قنديلى كه روى شعله شيشهايست نورانى و پرتو افكن آن چراغ از روغن زيتون بسيار صاف مشتعل مىشود ، با كمى دقت خواهيم ديد سر زدن اعمال پاك و نورانى از مؤمن و پاكيزگى يك پارچه او در اثر همان نور ايمان در قلب او است .
رابعا : منظور از
نُورُ السَّماواتِ
غير از
مَثَلُ نُورِهِ
است كه منظور از اولى ايجاد آسمانها و زمين و وصف خداست ، ولى مراد از نور دوم نور ايمان است .
خامسا : از آيات چهل و يك مقداري از دلائل توحيد بازگو شده ، ظاهرا منظور از آنها استدلال به موجد بودن و نور بودن خداست و نيز توجيه اينكه همه قدرتها و كائنات در دست خداست ، به هر كه خواهد نور مىدهد يا نمىدهد .
سادسا : تناسب اين آيات با مطالب قبلى سوره ، مىشود آن باشد كه احكام گذشته همه نور هستند خدايى كه نور آسمانها و زمين است و نور ايمان را عطا مىفرمايد آن احكام را بيان فرموده است .
35 -
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
معنى اين جمله آنست كه خدا ظاهر كنندهء آسمانها و زمين است و اين ظاهرا جز معناى ايجاد نمىتواند باشد مانند
اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
رعد / 16 ،