تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
آرى جهان روى يك نظام متقن و حق مىگردد ، اگر بنا بود حق تابع خواهشهاى انسان گردد ، انسان اسير نفس تغيير نظام آسمانها و زمين نيز مىخواست در نتيجه نظام جهان بهم مىريخت ، مثلا تغيير فصول ، جابجا شدن خورشيد و ماه و امثال آنها را مىخواست . يا اينكه بگوئيم : انسان يك حقيقت كونيه است و با نظام عام جهان مرتبط است ، انسان با آفرينش خاصى كه دارد در ارتباط با اين كون با ايمان و عمل صالح به راه سعادت ادامه مىدهد ، پس انسان با كون و نظام جهان و بالعكس بستگى و ارتباط كامل دارد ، اگر حق تابع هواهاى انسان مىبود : لازمه‌اش آن بود كه نظام جهان نيز در رابطه با هواهاى انسان تغيير يابد و متناسب با خواهشها گردد ، و آن ، فساد آسمانها و زمين را در برمىداشت ( استفاده از الميزان ) . ولى :
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ . . .
على هذا ما سبب تذكر و بيدارى آنها را كه اين قرآن باشد آورده‌ايم گرچه آنها اعراض مىكنند به عبارت ديگر : حق تابع هواهاى آنها نشده است بلكه ذكرشان را آورده‌ايم ، منظور از ذكر قهرا قرآن است
وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ
زخرف / 44 . 72 -
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَراجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
ادامهء مطلب سابق است گويى : آيه
وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ . . .
به حكم جمله معترضه‌اى بود . اين يك استدلال ديگرى است كه اگر رسول خدا براى نبوت مزدى مىخواست حق داشتند كه بگويند : اين براى مزد ما را دعوت به خدا مىكند ولى وقتى كه كسى مردم را براستى و درستى و سعادت دعوت كرد و مزدى هم نخواست عقل ايجاب مىكند كه از او بپذيرند آرى :
اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ
يس / 21 پيامبران بارها گفته‌اند :
ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ
.
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 144 | على اكبر قرشى بنابى