است و از بعضى نقل كرده : مراد گرسنگى است كه در اثر دعاى آن حضرت كفار مكه را گرفت . ولى آن بعيد است .
اينكه اخذ عذاب راجع به « مترفين » است چون سخن دربارهء آنها بود كه مراد از
نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنِينَ
مترفين هستند ، منظور از « يجأرون » ظاهرا همانست كه در آيات 106 و 107 آمده است :
قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّينَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ
و در بعضى از آيات استغاثهء آنها چنين نقل شده است
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ . . .
فاطر / 37 .
ولى اين استغاثه پذيرفته نيست كه
لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ . . .
چنان كه در آيه 180 آمده :
قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ
.
66 و 67 -
قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُونَ
.
تعليل
لا تُنْصَرُونَ
است يعنى علت اينكه يارى نمىشويد و تضرع فائدهاى ندارد آنست كه : چون آيات ما بر شما خوانده مىشد به عقب برمىگشتيد و خود پسندى مىكرديد و شب هنگام هذيان گفته و حق را به معجزه مىگرفتيد .
برگشتن بر اعقاب كنايه از عدم قبول است « به » ظاهرا راجع است به « نكص » يعنى با آن برگشتن خود پسندى مىكرديد ، جملهء اخير حاكى است كه شبانه دربارهء اسلام توطئه مىكردهاند « سامرا » اسم جمع است ، بعضى آن را « سرا » جمع سامر خواندهاند .
68 -
أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ
.
از اين آيات لحن كلام عوض مىشود و مشركان زير سؤال مىروند كه چرا غفلت كردند آيا در اين قول ( قرآن ) تفكر نكردند و يا چيز نو ظهورى