شرك نمىورزند و انفاق مىكنند و از قيامت مىترسند .
ولى كار كفار بر خلاف اينهاست ، آن گاه چون گرفتار شدند ناله مىكنند امّا ناله براى آنها فائدهاى نخواهد داشت كه در موقع راحت براى دين خدا نقشه مىكشيدند ، اگر عذاب را از بين ببريم باز به كفار اول بر خواهند گشت در آخر گرفتارى ديگر اما نشان را قطع خواهد كرد . اينها همه گوشههايى از نظام متقن كائنات مىباشد .
57 -
إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ
اين آيه وصف اول از اوصاف كسانى است كه به سوى خيرات دنيا و آخرت شتاب مىكنند . به نظر مىآيد منظور از « خشية » مهابت و عظمت خداست و مسبب جاى سبب آمده است زيرا كه عظمت و مهابت خدا سبب خشيت از خداست يعنى آنها از عظمت خدا خائف هستند .
58 -
وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ
وصف دوم از اوصاف آنهاست مراد از آيات ظاهرا آياتى است كه از جانب همه پيامبران آمده است نظير :
وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ آياتٍ بَيِّناتٍ . . .
بقره / 99 الميزان فرموده : آيات هر آن چيزى است كه به وجهى به خدا دلالت كند از جمله پيامبران حامل وحى و معجزات و شريعت آنهاست .
منظور از « يؤمنون » تسليم شدن در باطن و عمل در ظاهر است .
59 -
وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ
وصف سوم از اوصاف كسانى است كه به سوى خيرات مىشتابند كه آنها در اثر ايمان به آيات خدا از شرك كنار شدهاند .
60 -
وَ الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ
وصف چهارم از اوصاف آنهاست ،
وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ
حال است ،