67 - از بىاعتنايى خود شادمان و شب هنگام هذيان مىگفتيد .
68 - آيا در اين سخن تفكر نكردهاند يا براى آنها دينى آمده كه به پدرانشان نيامده بود ؟ !
69 - يا پيامبرشان را نشناختهاند كه او را انكار مىكنند .
70 - يا مىگويند او مجنون است ، بلكه او حق را آورده و بيشترشان حق را مكروه مىدارند .
71 - اگر دين تابع خواهشهاى آنها مىبود آسمانها و زمين و كسانى كه در آنها هستند فاسد مىشدند ولى ما تذكر آنها را آوردهايم ، آنها از آن روگردانند .
72 - يا از آنها مزدى مىخواهى ، مزد پروردگارت بهتر است او و بهترين روزى دهندگان است ؟
73 - تو آنها را به راهى راست ( راه توحيد ) دعوت مىكنى .
74 - كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از آن راه راست . منحرف هستند .
75 - اگر بر آنها رحم كرده و بلايى كه داشتند از بين مىبرديم در طغيان خود اصرار كرده و متحير مىماندند .
76 - در گذشته آنها را با عذاب خفيفى گرفتيم ، به پروردگارشان خضوع نكردند و تضرع نمىنمودند .
77 - تا چون درى از عذاب را بر آنها باز كرديم ، در آن عذاب از رحمت خدا نوميد خواهند شد .
كلمهها
مشفقون : شفق سرخى مغرب بعد از غروب آفتاب . طبرسى فرموده : اشفاق خوف از وقوع مكروه است با احتمال عدم وقوع راغب گويد :
اشفاق توجّهى است آميخته به خوف ، چون با « من » باشد معنى خوف در آن ظاهرتر است « مشفقون » : خائفان .