تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
67 - از بىاعتنايى خود شادمان و شب هنگام هذيان مىگفتيد . 68 - آيا در اين سخن تفكر نكرده‌اند يا براى آنها دينى آمده كه به پدرانشان نيامده بود ؟ ! 69 - يا پيامبرشان را نشناخته‌اند كه او را انكار مىكنند . 70 - يا مىگويند او مجنون است ، بلكه او حق را آورده و بيشترشان حق را مكروه مىدارند . 71 - اگر دين تابع خواهشهاى آنها مىبود آسمانها و زمين و كسانى كه در آنها هستند فاسد مىشدند ولى ما تذكر آنها را آورده‌ايم ، آنها از آن روگردانند . 72 - يا از آنها مزدى مىخواهى ، مزد پروردگارت بهتر است او و بهترين روزى دهندگان است ؟ 73 - تو آنها را به راهى راست ( راه توحيد ) دعوت مىكنى . 74 - كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از آن راه راست . منحرف هستند . 75 - اگر بر آنها رحم كرده و بلايى كه داشتند از بين مىبرديم در طغيان خود اصرار كرده و متحير مىماندند . 76 - در گذشته آنها را با عذاب خفيفى گرفتيم ، به پروردگارشان خضوع نكردند و تضرع نمىنمودند . 77 - تا چون درى از عذاب را بر آنها باز كرديم ، در آن عذاب از رحمت خدا نوميد خواهند شد .

كلمه‌ها

مشفقون : شفق سرخى مغرب بعد از غروب آفتاب . طبرسى فرموده : اشفاق خوف از وقوع مكروه است با احتمال عدم وقوع راغب گويد : اشفاق توجّهى است آميخته به خوف ، چون با « من » باشد معنى خوف در آن ظاهرتر است « مشفقون » : خائفان .