بعضى را پس از بعضى هلاك كرديم و آنها را خبرهاى تازه قرار داديم يعنى خودشان رفتند و خبرشان در ميان مردم ماند كه به يكديگر حكايت مىكردند .
مراد از « بعدا » لعنت و دورى از رحمت خداست ، شايد تقدير آن « فالزم اللَّه بعدا » باشد ، لفظ
لا يُؤْمِنُونَ
حاكى است كه خودشان در اثر عدم ايمان ، سبب آن بلاها شدند .
45 و 46 -
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ
لفظ « ثم » در اينجا به معنى تراخى زمانى است ، مراد از آيات ظاهرا عصا ، يد بيضاء و سائر معجزات نهگانه باشد كه موسى به فرعون نشان داد و در سورهء اسراء / 101 گذشت ،
سُلْطانٍ مُبِينٍ
ظاهرا بيان « آياتنا » است يعنى آن آيات حجت واضح و دليلى آشكار بر نبوت موسى و هارون بودند ، منظور از « ملاء » اشراف قوم فرعون است گويند ذكر اشراف براى آنست كه ديگران نيز به آنها تابع بودند و گر نه در آيات ديگر « قوم » آمده است كه به همهء فرعونيان شامل مىشود نظير :
. . . فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
نمل / 12 .
كانُوا قَوْماً عالِينَ
يعنى طاغى و علوّ طلب و استعمارگر بودند .
47 -
فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ
بيان استكبار و عدم ايمان آنهاست كه گفتند : به دو دليل تسليم موسى و هارون نمىشويم اول اينكه مانند ما بشر هستند ، نمىشود مزيتى بر ما داشته باشند .
دوم اينكه قوم اينها بندگان و بردگان ما مىباشند آيا معقول است كه قومشان در طاعت ما و ما در طاعت آنها باشيم .