كلمهها
قرون : جمع قرن . و آن جماعتى است كه مقارن هم در يك عصر باشند .
يستأخرون : يعنى تأخير نمىكنند ، به تأخير نمىافتند .
تترا : وتر ( به فتح اول و كسر آن ) : فرد ، طبرسى فرموده : آن در اصل به معنى قطع است ، فرد را از آن وتر گويند كه از غير قطع شده است « تترا » در اصل « و ترى » با واو است و آن ، به معنى آمدن يكى بعد از ديگر است . المخجد گويد : « مجىء الواحد بعد الاخر » آن در آيه وصف « رسلنا » است به معنى پى در پى ناگفته نماند در پى در پى بودن فاضله نيز لازم است در لغت مىخوانيم « واتر الانبياء : تابعها بعد فترة تقع بينهما » چنان كه در نهج خطبهء اول نيز آمده است .
احاديث : خبرهاى تازه حدوث : به وجود آمدن . حديث هر چيز تازه را گويند فعل باشد يا قول .
عالين : علاء : برترى . عالى : برتر و طاغى . « عالين » جمع « عال » است به معنى طاغى و مستكبر .
آويناهما : اوى : لا حق شدن . نازل شدن . « اويت منزلى و اليه : نزلته » منظور از « آويناهما » يعنى لاحق كرديم و نازل كرديم آن دو را .
ربورة : بلندى تپه ربو و ربا در اصل به معنى زيادت است .
قرار : ثبات و محل استقرار ( قرارگاه ) منظور از آيه معنى دوم است .
معين : معين : سهولت جريان آب . « معن الماء : سهل و سال » قاموس گويد
بِماءٍ مَعِينٍ
آب آشكار و جارى است راغب و ديگران آن را آشكار و