دنبالهء حرف اشراف است كه در مقام انكار معاد به مردم چنين مىگفتند . . . فعل موت هم « مات يموت » آمده و هم « مات يميت » على هذا « متم » در بعضى جاها به ضم ميم آمده و در بعضى به كسر آن ، مانند اين آيه . غرض از « ترابا » خاكى است كه از گوشت بدن بعد از پوسيدن به وجود مىآيد و استخوانها مىماند ، خاكى كه از پوسيدن استخوانها به وجود آيد در بعضى از آيات « رفات » ناميده شده است .
36 و 37 -
هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
دنباله انكار معاد است ، مشركان با آنكه به وجود خدا عقيده داشتند ولى معاد را به شدت انكار مىكردند ، تكرار هيهات براى تأكيد است لفظ « هى » راجع به « حيات » است ، يعنى نيست حياتى مگر اين حيات دنياى ما ، كه عدهاى مىميريم و عدهاى زنده و متولد مىشويم ، زندگى فقط همين است على هذا
وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
.
38 -
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً وَ ما نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ
يعنى در اينكه مىگويد : من پيامبرم و خدا فرموده معاد هست ، به خدا دروغ مىبندد ، لذا به او ايمان نخواهيم آورد و تسليم نخواهيم شد .
39 -
قالَ رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ
نظير آيه 26 است كه گذشت يعنى خدايا مرا يارى كن و آنها را عذاب فرست به علّت تكذيب رسالت من آيهء بعدى گواه است كه مراد صالح عليه السّلام درخواست عذاب بوده است .
40 -
قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ
استجابت دعاى اوست ، « عن » به معنى « بعد » و « ما » براى تأكيد است