تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
الميزان مىگويد : منظور از
الَّذِينَ زَعَمْتُمْ . . .
ملائكه و جن و انس است زيرا مشركان در عبادت بتها مىخواستند به آن انسان يا فرشته يا جنّ تقرّب جويند كه بت را به شكل او ساخته بودند ، هكذا در عبادت آفتاب و ماه و كواكب نظرشان تقرب به روحانيت آنها از ملائكه بود . نگارنده گويد اگر بر اين سخن دليلى از قرآن پيدا شود بسيارى از مشكلات حل مىشود ولى چنين دليلى پيدا نيست . آيهء دوم از لحاظ پياده شدن و تعيين مصداق ، براى نگارنده توجيه نشد ، مخصوصا نسبت به محيط مكه كه مشركان در آن روز بتها و جمادات را مىپرستيدند به نظر مىآيد منظور از
أُولئِكَ الَّذِينَ . . .
مشركان باشد يعنى اينها در مقام عبادت به سوى بتها روى مىآورند ولى در مقام عمل و رفع حوائج به خدا روى مىآورند و . . . اللَّه العالم . 58 -
وَ إِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِيداً كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً
اين آيه با آنكه مطلب مستقلّى است مقدمهء آيهء بعدى مىباشد مضمون آيه چنين است هيچ شهرى نيست كه مردم از فرمان خدا سرپيچى كنند مگر اينكه آن را پيش از قيامت يا بطور كلّى مستأصل خواهيم كرد و يا به انواع بلاها گرفتار خواهيم نمود ، اين وعده در لوح محفوظ نوشته شده و حتمى است . على هذا منظور از قريه هر شهرى و روستايى است كه مردم آن از فرمان خدا سرپيچى كنند چنان كه در آيهء
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً . . .
گذشت مراد از « مهلكوها » هلاك استيصال و تار و مار شدن عمومى است مانند شهرهاى لوط و عاد و ثمود و از « معذبوها » گرفتار شدن به قحطى و جنگ و امثال آنست كه بطور كلى تار و مار نمىشود .