و رحمت خدا را اميد دارند و از عذابش مىترسند كه عذاب خدا لازم است از آن پرهيز شود ، على هذا شما مشركان از معبودهايى مدد مىخواهيد كه آنها از خدا مدد مىخواهند و خود را محتاج او مىدانند در اينجا چند مطلب هست .
اوّل : « اولئك » مبتداء و خبر آن « يبتغون » است ، لفظ
الَّذِينَ يَدْعُونَ
وصف « اولئك » است و فاعل « يدعون » مشركان مىباشد يعنى : خدايانى كه مشركان مىخوانند ، آن خدايان خود در تقرب به خدا وسيله مىجويند . جملهء :
أَيُّهُمْ أَقْرَبُ
تقديرش « يستعلمون ايّهم اقرب » است و ضمير « هم » راجع به خدايان مىباشد ، يعنى مىخواهند بدانند كدام يك به خدا نزديكتر است تا راه او را در تقرب به خدا در پيش گيرند .
دوم : اگر منظور از خدايان در اين دو آيه ، بتها و جمادات باشد ، جمله
فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ
حاكى از حقيقت است و كارى از جماد ساخته نيست ولى بايد گفت : جمادات و بتها نازل به منزلهء اولوا العقل شدهاند و منظور از آن ، نياز حقيقى به خداست ولى اين سخن بسيار بعيد است زيرا آيه صريح است در اينكه آنها عاقلند و از روى اراده و قصد وسيله مىجويند و از عذاب خدا مىترسند و به رحمت او اميد دارند .
على هذا بايد گفت : منظور از
أُولئِكَ الَّذِينَ
و
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ . . .
معبودهاى عاقل است ملائكه ، جن و پيشوايان ستمگر ، در اين صورت منظور از
فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ
نفى استقلال آنها در دفع بلاها است و اگر كارى هم بكنند از حول و قوهء خدا الهام مىگيرند « 1 » .
هامش
( 1 ) در اين صورت اگر منظور از آنها ملائكة اللَّه و عباد صالحين و انبياء باشد ، معنى آيه كاملا روشن است و اگر شياطين و جباران و طاغوتها باشد ، منظور از آيه حالت تسبيح و خضوع آنها در مقابل خداست
.