تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
كه از رنج گرسنگى آسوده باشند ، جملهء
وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ . . .
در سورهء انعام / 151 نيز آمده است ، اين گونه كارها از انسان جاهل و بىفرهنگ بعيد نيست . 32 -
وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا
نهى است از زنا كه قرآن آن را كار بسيار قبيح مىداند و بدراهى است كه به فساد جامعه و از بين رفتن نسلها مىانجامد ، ولى تمدن غلط غرب در آن منعى نمىبيند . 33 -
وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً
دستور ديگرى است راجع به اجتناب از قتل نفس ، البته نفسى كه محترم است و قتل آن حرام مىباشد ولى مىشود كسى را به حق كشت و آن اينكه قاتل باشد يا محارب و مانند آن . حكم ديگر در اين آيه آن است كه اگر كسى بىگناه كشته شود ، ولىّ او حق دارد كه قاتل را قصاص بكند ولى حق ندارد اسراف كند ، فقط مىتواند به جاى يك نفر ، يك نفر را بكشد ، نقل شده : در جاهليت گاهى به عوض يك نفر ، ده نفر را مىكشتند و آن بسته به قدرت اولياء مقتول بود ، منظور از « سلطانا » تسلط بر قصاص است ، در فقه معين شده كه قدرت دارد قصاص كند يا عفو كرده خونبها بگيرد و يا آن را نيز عفو كند . منظور از منصور بودن همان تسلط بر قصاص يا ديه يا عفو است يعنى در انتقام اسراف نكند كه او از جانب شريعت يارى شده است تا به حق خود برسد . در كافى از امام كاظم عليه السّلام نقل شده كه به حضرتش گفتند : اين اسراف چيست ؟ فرمود : خدا نهى كرده كه غير از قاتل را بكشد و يا قاتل را مثله ( تكه پاره ) كند سؤال شد منصور بودن يعنى چه ؟ فرمود كدام نصر از اين بزرگتر