پيروى از علم به واسطه است ، يعنى تا به طبيب و مجتهد و ديگران اطمينان نداشته باشيم نمىتوانيم از سخن آنها اطاعت بكنيم ، سپس در آنچه راسا يقين داريم از علم پيروى مىكنيم و در آنچه يقين نداريم اطاعت از علم بالواسطه است ، اينكه از فخر رازى نقل شده : آيه ، عام تخصيص يافته است چون عمل به ظن در شريعت حتمى است ، صحيح نيست ، چون ما به ظن از روى دليل علمى عمل مىكنيم ناگفته نماند :
اين آيه يك مطلب فطرى را بيان مىكند كه فطرت انسان اقتضا مىكند از يقين پيروى نمايد ، اطاعت از موهومات و مشكوكات و امثال آن ، بر خلاف فطرت انسان است .
جملهء :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا
تعليل صدر آيه است ، گوش و چشم و قلب وسائل تحصيل يقين هستند ، انسان به وسيله آنها به يقين مىرسد ، منظور از مسئول بودن آنها ظاهرا شاهد بودن آنها بر انسان است ، يعنى فقط از علم پيروى كن زيرا گوش و چشم و قلب كه وسيله يقين مىباشند ، شاهد تو هستند و خدا از آنها خواهد پرسيد كه آيا تو از علم پيروى كردى يا نه در اين صورت اين آيه نظير آيه :
حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
فصلت / 30 و آيهء
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
نور / 24 ، است ، اضافهء « فؤاد » در اين آيه براى آنست كه در تحصيل علم دخالت مستقيم دارد .
ممكن است گفته شود : گوش و چشم و قلب روز قيامت مسئول خواهند بود ، خدا از گوش مىپرسد آيا آنچه شنيدى يقينى بود ، از چشم سؤال مىكند آيا آنچه ديدى حتمى و آشكار بود ، به قلب مىگويد : آيا آنچه باور كردى حتمى و بدون شك بود ؟ آنها هم جواب حق مىدهند ، انسان اگر از روى يقين عمل نكرده باشد مسئول مىشود ، اين وجه به وجه سابق بر مىگردد .