تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
25 -
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ
. اين آيه تفصيل
ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ
در آيه قبلى است يعنى اى پيامبر همانطور كه تو به خداى واحد دعوت مىكنى ، پيش از تو همهء پيامبران چنين بوده و به خداى واحد دعوت كرده‌اند ، على هذا ، گمان مشركان كه جز خدا ، خدايانى هست بىدليل و باطل است . 26 و 27 -
وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ . لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ
. آيات بعدى مخصوصا
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ . . .
نشان مىدهد كه منظور مشركان از اين اتخاذ ولد آن بود كه خدا ملائكه را براى خود فرزند گرفته تا در ادارهء جهان شريك و كمك او باشند ، على هذا اين سخن غير از آنست كه در آيهء
وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً
زخرف / 19
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ
صافات / 150 ، آمده است . در جواب اينكه ملائكه فرزندان خدا و شريك در تدبير جهان هستند ، فرموده چنين نيست بلكه بندگان محترم خدا مىباشند و در سخن بر خدا سبقت نمىكنند و بدستورش اطاعت مىنمايند ، يعنى آنها فرزند و شريك خدا نيستند بلكه بندهء مطيع او مىباشند
لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ
حاكى از كمال بندگى آنهاست و اينكه در سخن و عمل پيرو فرمان خدا هستند ، علت
عِبادٌ مُكْرَمُونَ
نيز همان اطاعت است . 28 -
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ
. اين آيه تكميل سخن سابق است كه ملائكه از خود اختيارى ندارند و شريك خدا نمىتوانند باشند و خدا بر آنها احاطه كامل دارد ، اگر شفاعت هم