نمىتوان با دلائل علمى توجيه كرد .
مثلا آيهء
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
با دلائل حسى قابل بيان نيست بلكه بايد در توجيه آن از برهان تمانع فاعلى كه برهان عقلى است استفاده كرد همچنين آيات :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
شورى / 11 .
وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى
نحل / 60 .
الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ
حشر / 23 .
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
بقره / 115 .
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
حديد / 3 .
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
رعد / 39 و دهها آياتى نظير آن كه فقط با براهين فلسفى قابل توجيه هستند ، معلوم است كه قرآن اين مطالب را فقط براى آن نگفته كه مفهوم آنها را بدانيم و دليلى بر قبول آنها نداشته باشيم بلكه خدا خواسته كه با دلائل عقلى آنها را بفهميم و اثبات نمائيم و اين خود فتح باب فلسفه و عقليات از جانب قرآن مجيد است ، قرآن اينها را بعنوان يك سلسله درسها القا كرده و از طرف ديگر به تدبر و تفكّر در آيات قرآنى امر فرموده است خلاصهء سخن آنكه قرآن مجيد همانطور كه به مسائل حسّى اهميت داده و به سوى آن خوانده است ، به مسائل تعقلى نيز توجه فرموده است ( استفاده از مقدمهء روش رئاليسم جلد 5 ) .