كنند زير نظر خداست و از سخط خدا مىترسند .
در اين صورت
بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ . . .
دليل اول و اين آيه دليل دوم بر ردّ سخن مشركان است ، به نظر بعضى صدر آيه تعليل
لا يَسْبِقُونَهُ . . .
در آيهء قبلى است يعنى : مخالفت خدا نمىكنند زيرا كه خدا به اعمال آنها داناست . راجع به شفاعت در سورهء بقره آيه 48 بحث شده است .
مراد از
ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
كارهايى است كه فعلا مىكنند و از
ما خَلْفَهُمْ
كارهايى كه كردهاند ، منظور از « ارتضى » رضايت خدا از دين شفاعت شده است نه عملش ، چنان كه حضرت رضا صلوات اللَّه عليه به حسين بن خالد فرمود :
لا يشفعون الا من ارتضى اللَّه دينه « 1 »
به نظر مىآيد مراد از « خشية » مهابت و عظمت خدا باشد و مسبب جاى سبب آمده است زيرا كه عظمت و عذاب خدا ، سبب خوف و خشيت است .
29 -
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ
.
تكميل مطالب فوق است ، يعنى هر كه از آنها بگويد : من خدايم آن گوينده را سزاى جهنم مىدهيم كه او ظالم است و ظالمان را چنين سزا باشد اين دليل سوم بر معبود نبودن ملائكه است .
نكتهها
اول : در رابطه با آيهء
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
لازم است دو مسئله را بررسى كنيم : مرحوم شهيد مطهرى در پاورقى جلد پنجم روش
هامش
( 1 ) تفسير برهان ، آرى مورد شفاعت كسانى هستند كه خدا از عمل آنها ناراضى و از دينشان راضى است ، اين آيه نظيرمَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِاست .