تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
بعضى آن را وجه اول گرفته‌اند كه در « نكته‌ها » خواهد آمد ولى الميزان آن را به وجه دوم حمل كرده و چنين تقرير مىكند : اگر براى عالم بيش از يك معبود و رب فرض شود ، بايد آنها ذاتا و حقيقتا غير هم باشند ، تباين حقيقت آنها مقتضى آنست كه تدبيرشان نير متباين باشد ، پس تدبيرها يكديگر را فاسد مىكنند در نتيجه زمين و آسمان فاسد مىشود ( و هرج و مرج و نابودى به وجود مىآيد ) امّا نظام جارى نظام واحدى است و غايات و اغراض آن متلائم است ، پس عالم را جز يك معبود نيست . . . آن گاه فرموده است : اين دليل ، برهانى است كه از مقدمات يقينيه تأليف شده و دلالت مىكند كه تدبير عمومى جهان . . . از يك مبدء صادر است . مؤلف گويد : در تفسير برهان از هشام بن حكم نقل شده كه به امام صادق عليه السّلام گفت : چه دليلى هست كه خدا واحد است فرمود : اتّصال تدبير و تمام و كامل بودن صنع چنان كه خدا فرموده :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« 1 » . اين روايت تقرير بيان الميزان است ولى مسئله را در وجود صانع مطرح مىكند ، بقيهء مطلب و اينكه قرآن به مسائل عقلى و علمى هر دو نظر دارد در نكته‌ها مطالعه شود . 23 -
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
. اين آيه را مىشود گفت كه تكميل ذيل آيهء قبل است يعنى ربّ العرش و صاحب حكومت جهان در وضعى و در وصفى است كه از كردهء خود مسئول نمىشود ، زيرا همهء جهان مال او و ملك او است و مالك در ملك خود فعال ما يشاء است ، از جانب ديگر مىدانيم كه خدا حكيم است ، كار را فقط روى
هامش
( 1 ) « عن هشام بن الحكم قال قلت لابى عبد اللَّه عليه السلام ما الدليل على أن اللَّه واحد ؟ قال اتصال التدبير و تمام الصنع كما قال اللَّه عز و جل لو كان فيهما آلهة الا اللَّه لفسدتا » .