روايات فقط ملائكه را فرمودهاند ، مىشود گفت از باب مصداق است ، در آخر سورهء اعراف آمده است :
إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ . . .
مرحوم فيض كاشانى در تفسير آن از تفسير قمى نقل كرده است كه مراد از
الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ
انبياء و رسل و ائمه مىباشند ؛ غرض از
لا يَسْتَحْسِرُونَ
-
لا يَفْتُرُونَ
آنست كه خود را بندهء حق دانسته و خدا را مستحق عبادت ، لذا در بندگى خستگى و سستى ندارند .
21 و 22 -
أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ . لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
« 1 » .
اين دو آيه در عين حال كه دليل وحدانيت خداست ، تكميل دليل معادهم است ، در آيهء 19 گذشت كه
وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و فهميده شد كه حكومت و مالكيّت خدا شامل همه است ، خواه در آسمان باشند يا در زمين .
در اين دو آيه آمده : شايد بگويند : جز خدا در زمين خدايانى هستند و آنها مردمان را روز قيامت زنده مىكنند ، ديگر احتياجى به خدا نيست و هراسى از عذاب او نمىباشد ، در جواب فرموده است : اين درست نيست كه اگر در زمين و آسمانها خدايانى جز خدا مىبودند ، آسمانها و زمين فاسد مىشدند و به وجود نمىآمدند ، حالا كه موجود هستند ، پس فقط يك نظام و يك خدا هست خدا منزه است از آنچه توصيف مىكنند ، از ذيل آيه معلوم مىشود كه چنين عقيده يا گفتگويى در ميان مشركان بوده است .
در بيان اين استدلال عقلى دو مطلب هست يكى اينكه : منظور نفى تعدد خالق و آفريننده است ، دوم اينكه منظور نفى تعدد ربوبيّت و معبود است ،
هامش
( 1 )لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ . . .يك قياس استثنايى است يعنى : « لو كان فيهما آلهة الا اللَّه لفسدتا و لكنهما لم يفسدا قليس فيهما آلهة الا اللَّه » .