تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
17 -
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ
. از اين آيه معلوم مىشود كه لهو و لعب در اين آيه و آيهء قبلى هر دو به يك معنى است ، « من لدنا » راجع به ذات خدا است ، ناگفته نماند شخصى كه كارى را از روى لهو و لعب مىكند ، خود را به آن محتاج مىداند و مىخواهد با آن ، احتياج خود را رفع كند ، مثلا رفع خستگى كند ، وقت بگذراند يا فكرش به آن مشغول شده از غصّه‌اش بكاهد ، به هر حال به آن لهو و لعب احتياج دارد . در اين صورت ، لهو و لعب بر خدا محال است ، زيرا لازمه‌اش آنست كه خدا به خلق خود محتاج باشد يعنى به آفرينش و آفريدهء خويش احتياج داشته باشد ، پس اگر خدا بخواهد لهوى اتّخاذ كند بايد در جانب ذات باشد ، نه خارج از ذات ، لذا فرموده : اگر بنا باشد لهوى اتّخاذ كنيم بايد آن « من لدنا » و در ضمن ذات خدا باشد تا خدا به خارج از ذات خود محتاج نشود ، آرى :
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا
. لفظ
إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ
حاكى است كه اين لهو در ضمن ذات خدا هم نيست زيرا لازمه‌اش آنست كه خدا در ضمن ذات خويش ، محتاج به چيزى باشد كه او را مشغول مىكند و آن ، سبب مركّب بودن ذات حق و محال است . پس مضمون دو آيه آنست كه : آسمان و زمين را براى سرگرمى نيافريده‌ايم و اگر چنين بود ميبايست اين لهو و بازى در ضمن ذات حق باشد و گر نه ، خدا به خلق خويش محتاج ميبود ، آيه اخير در صدد آن نيست كه بگويد : اين بازى در ذات حق هست ، بلكه مىخواهد بگويد : اگر چنين مىخواستيم لازم بود كه در ضمن ذات خويش بخواهيم در تفسير هر دو آيه از الميزان استفاده شده است . 18 -
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ
.