تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
4 - خدا چون كار از روى حكمت و مصلحت مىكند لذا از كارش مسئول نيست امّا مردم در مقابل كارهاى خود مسئول مىباشند كه چرا جز خدا خدايان گرفته‌اند . 5 - اگر مىگويند : جز خدا ، معبودهاى ديگرى هستند كه آنها را عبادت كرده و از خدا و معاد مستغنى مىشوند ، به اين گفته ، دليل بياورند ، با آنكه همهء پيامبران گذشته فقط يك خدا و بندگى او را معرفى كرده‌اند . 6 - اينكه مىگويند : خدا براى ادارهء جهان ملائكه را براى خود شريك و فرزند گرفته است ، دروغ مىباشد ، ملائكه ، همه بندگان مطيع خدا هستند و هر كه از آنها ادعاى خدايى بكند به جهنم مىرود ، اگر معبود بودند و استقلال داشتند ، مطيع خدا نبودند به عذاب نمىرفتند . 16 -
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
. گفتيم كه اين آيه در رابطه با عذابهايى است كه در آيات قبلى اشاره شد . يعنى : آسمانها و زمين را مشغوليت و بازيچه نيافريده‌ايم ، تا آنها را به سر خودشان رها كنيم ، هر چه بخواهند بكنند بى آنكه حساب و كتابى در بين باشد ، بلكه در مقابل عصيان و تمرد گرفتار مىكنيم و اين آيه و آيهء بعدى در عين حال دليل معاد نيز هستند و اگر معاد نباشد ، خلقت آسمانها و زمين عبث و خدا ، لاعب خواهد بود . يعنى : كار خدا آن خواهد بود كه بدون وقفه بيافريند و بميراند ، آباد كند و خراب نمايد بى آنكه غايتى در نظر داشته باشد و اين كار را به منظور سر گرمى يا دفع تنبلى يا براى از بين بردن بى كارى و تنها ماندن انجام دهد ، اين مسأله را در آخر سورهء حجر در وجه ششم از استدلالهاى معاد گفته‌ايم به آنجا رجوع شود .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 493 | على اكبر قرشى بنابى