تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
را پيغمبر معرفى مىكند ، نه بلكه افتراء بسته است يعنى خواب ديدن باز يك زمينه دارد كه از روى آن سخن گويد ، امّا افتراء آنست كه عملا دروغ بندند و ابدا مايه‌اى نداشته باشد ، نه بلكه خيالباف است چون افتراء باز احتياج به تدبير و فكر دارد ولى خيالبافى از آن هم مستغنى است ، از اين سخنان نتيجه گرفته و گفته‌اند ، حالا كه مىگويد : هيچ يك از اينها نيست و من پيامبرم ، پس مانند موسي و عيسى معجزه بياورد جملهء
فَلْيَأْتِنا . . .
براى تكميل مطلبشان است و گر نه اصل نبوت را منكر بودند و اگر معجزه هم مىآورد قبول نمىكردند . 6 -
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ
. از اين آيه جواب گفته‌هاى مشركان شروع مىشود ، اين آيه جواب
فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ . . .
است ، مضمون آن چنين بود : به ما معجزه‌اى بياورد كه اگر معجزه آورد ايمان خواهيم آورد ، در جواب مىفرمايد :
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ . . .
يعنى : پيش از اينها گذشتگان نيز معجزه خواستند ، ما معجزه داديم ولى باز ايمان نياوردند و هلاكشان كرديم ، اينها هم كه در رسوخ كفر و لجاجت مثل آنها هستند ايمان نخواهند آورد ، لفظ « اهلكناها » نشان مىدهد كه علّت هلاكشان آن بود كه بعد از آمدن معجزه نيز ايمان نياوردند نظير اين آيه است آيهء :
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
يونس / 74 « 1 » . 7 -
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
جواب است از
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
يعنى از اوّل سنت خدايى بر اين بوده كه پيامبران از بشر باشند ، فرق آنها با ديگران فقط در اين بود كه به آنها
هامش
( 1 ) ولى اين واقعيت مانع از آمدن پيامبران و اديان نيست ، زيرا ديگران ارشاد مىشوند و براى كفار نيز حجت تمام مىشود
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 484 | على اكبر قرشى بنابى