جواب اين است كه اولا : اينها راه پيشينيان را مىروند ، آنها ايمان نياوردند اينها نيز ايمان نخواهند آورد .
ثانيا عادت ما از اول اين بوده كه پيغمبر را از بشر بفرستيم ، بشر عادى كه طعام مىخورد و در وقت مرگش مىميرد . سپس وعدهاى كه براى پيامبران داده بوديم عمل كرديم و آن اين بود كه مؤمنان را نجات داده و مسرفان را هلاك كرديم . اين پيغمبر و امّت او نيز قسمتى از آنهاست .
به نظر مىآيد : اين هلاكتها مصداق نزديك شدن حساب مردم باشد . و اللَّه العالم رجوع شود به « نكتهها » .
1 -
اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
.
به نظر مىآيد اين اقتراب راجع به رسيدن مرگ باشد نه آمدن قيامت زيرا شخص اگر در عالم برزخ در عذاب باشد به حكم : « من مات فقد قامت قيامته » حسابش رسيده و در عذاب است و اگر در بى خبرى باشد مرگش به آخرت متصل خواهد بود ، آمدن هلاك امّتها در آيات بعدى دليل اين مطلب هستند .
امّا آنكه اقتراب را نزديك شدن روز قيامت گرفتهاند در توجيه آن گفتهاند : يكى از شرطهاى قيامت بعثت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است كه خودش فرموده :
« بعثت انا و الساعة كهاتين »
بعثت من و قيامت مانند اين دو انگشت برابر است .
ديگر اينكه : قيامت آمدنى است و هر آمدنى نزديك است . سوم : قيامت در اثر گذشتن زمان نزديك مىشود ، اشكال وجه دوم و سوم آنست كه : آيه به صيغهء ماضى فرموده : « اقترب » يعنى اقتراب تحقّق يافته است . بنا بر اين دو وجه مىبايست گفته شود « يقترب » .
« قرب و اقترب » هر دو به يك معنى است ، گويند دومى از اولى ابلغ است منظور از « الناس » مشركان و نظائر آنها است از باب اطلاق اسم جنس بر بعضى