از مصاديق .
غفلت لازمهاش عدم تنبّه و اعراض لازمهاش تنبه است . الميزان در توجيه جمع شدن اين دو ، فرموده : غفلت يك دفعه آنست كه شىء ابدا مورد تصوّر واقع نشود و يك دفعه آنست كه كما هو حقّه مورد توجه واقع نشود . على هذا غفلت در مورد دوم با اعراض قابل جمع است يعنى آنها از حساب در غفلت هستند كه درست توجه نمىكنند و از آن معرض مىباشند زيرا از تذكر آن رو گردانند ( يعنى آنها در عدم توجه معرض هستند ) على هذا غفلت و اعراض در عرض هم قرار دارند .
زمخشرى آن دو را در طول هم دانسته گويد : در غفلتند كه اگر تذكر هم داده شوند ، اعراض مىكنند .
2 -
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
.
اين آيه تفصيل غفلت و اعراض در آيهء سابق است ، يعنى غفلت و اعراض آنها چنين است كه هيچ آيه تازهاى از جانب خداى رحمن نمىرسد مگر اينكه آن را در حال لعب و اشتغال قلب به دنيا گوش مىكنند ، چنان كه
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
در آيهء بعدى آن را بيان مىكند ، در سورهء شعراء / 5 آمده است :
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ
لفظ « الرحمن » حاكى است كه آمدن رسول و ذكر ، به علّت آنست كه رحمت خدا عالمگير است و آن مقتضى ارسال رسل و انزال كتب مىباشد درباره حادث يا قديم بودن قرآن در نكتهها سخن خواهيم گفت .
3 -
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ