11 - چه قدر شهرى كه ظالم بود ، هلاكشان كرديم و پس از آنها قوم ديگرى به وجود آورديم .
12 - چون عذاب ما را احساس كردند ، آن وقت از آن شهر مىگريختند .
13 - فرار نكنيد ، برگرديد به طرف نعمتى كه در آن وسعت يافته بوديد و به طرف خانههايتان ، شايد فقراء از شما سؤال كنند .
14 - گفتند : اى واى بر ما ، ما ستمكاران شديم .
15 - پيوسته گفتارشان يا ويلنا بود كه درو شده و خاموششان كرديم .
كلمهها
محدث : ( به صيغه مفعول ) : تازه به وجود آمده . حدوث : به وجود آمدن كه قهرا توأم با تازه بودن است . حديث : هر چيز تازه ، قول باشد يا فعل .
لاهية : لهو : مشغول شدن و چيزى كه مشغول مىكند « لاهية » : مشغول شونده .
نجوى : سخن سرّى و سرّى سخن گفتن ( راز و رازگويى ) مصدر و اسم هر دو آمده است .
اضغاث : ضغث ( به فتح اوّل ) : مخلوط كردن « ضغث الحديث ضغثا :
خلطه » ، آن بكسر اول به معنى دستهء علف و مانند آن و نيز به معنى امر مختلط و حديث مختلط است ، جمع آن اضغاث آيد .
احلام : حلم ( بر وزن قفل و عنق ) چيزى است كه در خواب ديده مىشود در اقرب الموارد گويد : لكن غالبا در خواب پريشان و بد ، به كار رود چنان كه رؤيا در خواب خوب ، مراد از « احلام » خوابهاى آشفته است .