كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
قصص / 59 ، آيات
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً
وَ كَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ . . .
كه خواهد آمد ، نيز در زمينهء عذاب دنيوى است .
3 - مىشود از
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ . . .
استفاده كرد كه عذاب دنيا و آخرت هر دو مشروط به بيان از جانب خداست ، اين مطلب در تكاليف حتمى است ، نمىشود قبول كرد كه خدا كسى را در مقابل ترك نماز مثلا عذاب كند با آنكه به هيچ وسيلهاى وجوب نماز به او نرسيده است اما در عقليّات مىشود گفت : كه انسان بدون ارسال رسل نيز مسئول است ، مثلا كسى كه از راه عقل خدا را شناخته است ، اگر در زبان منكر باشد پيش خدا مسئول است و لو پيغمبرى هم او را انذار نكرده است .
در صافى از كافى از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه در زمينهء تكاليف روايتى نقل شده است « 1 » .
تتمهء اين بحث را ميتوانيد در مجمع البيان و الميزان مطالعه فرمائيد .
16 -
وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً
اين آيه در بيان مهيا شدن اسباب عذاب و استيصال است كه در آيهء قبل گفته شد . و آن اينكه : چون خدا بخواهد شهرى را هلاك كند ، به مردان بىبندوبار نعمت و قدرت فراوان مىدهد ، آنها از ميزان عدل و انصاف خارج مىشوند ، در اين صورت وعدهء عذاب بر آنها حتمى مىشود ، آن گاه خدا هلاكشان مىكند ، اين خلاصهء آيه است ، امّا بايد جملات آن را بررسى كنيم .
هامش
( 1 )
« عن الصادق ( ع ) انه سئل هل جعل فى الناس اداة ينالون بها المعرفة ؟ قال :
لا . قيل فهل كلفوا المعرفة ؟ قال : لا على اللَّه البيان لا يكلف اللَّه نفسا الا وسعها و لا يكلف اللَّه نفسا الا ما آتاها »
.